۱۳۹۶ آبان ۲۲, دوشنبه

احمدی نژاد محکوم است

بار دیگر و اینبار به مدد قهر طبیعت، مسکن مهر یا همان آلونک های محمودساز رسوای عالم شدند. آلونک هایی که با صرف هزینه های سرسام آور دولتی و بواقع از جیب شهروندان ایرانی بنا شد و در زمان خود کمر اقتصاد ایران را به سبب نقدینگی مازاد در بازار خم کرد. همان آلونک ها امروز قامت تک تک مردمان ساده دل و ساده زیست - به معنای واقعی - را در زیر خروارها خاک شکست و از چهار دیواری هایی که میخواستند خانه امید باشند داربست هایی آهنی ساخت که نه دیواری دارند و نه پنجره ای و گویی با دهان گشاده به حالِ ملت فریب خورده زار میزنند.
مسکن مهر امروز داغی است که هم بر دل مستمندان و طبقه کم بضاعت  و هم بر پیشانی غارتگرانِ خالی از وجدان  که اموال ملت را به تاراج برده و به ریش ملتِ ساده دل خندیده اند نشست. داغی که در کنار دیگر داغ های احمدی هنوز بر جان این ملت تازگی میکند. زلزله کرمانشاه شاید فرصتی باشد که دوسیه فاسدترین دولت تاریخ ایران را فقط در طراحی و اجرای مسکن مهر مرور کنیم. پرونده ای تاریک که در یک محکمه عادل از قاضی تا دادستان و از وکیل تا شهود سرها را به تاسف تکان خواهد داد:

1. صرف هزینه های ملی و دولتی درایجاد مسکن در شرایطی که میلیون ها مسکن خالی دراقصی نقاط کشورو بالاخص کلانشهر ها که مینوانستند سرپناه اقشار کم درامد باشند، صرفا به دلیل ناتوانی دولت در مدیریت و اخذ مالیات متناسب خاک میخوردند و میخورند و اقشار بیخانمان هرگز قادر به خرید و یا حتی اجاره آنها نبوده و نیستند. نه تنها این دولت بلکه دولت های بعدی نیز قادر به کنترل توزیع عادلانه مسکن در کشور نبوده اند و با اتهام به یکدیگر همواره سلب مسئولیت نموده اند.
2. تحمیل تورم دو رقمی به تمامیت ساختار اقتصاد کشور و تقویت فاسدترین بخش از بساز بندازهای دولتی که یک سر در آخور بودجه سخاوتمند دولتی داشته اند و سری درجیب پوسیده قشربی خانمان. مدیریت نالایق دولت مزبور با علم به تورم سرسام آور ناشی از پرداخت مستقیم یارانه ها، بجای به تعویق انداختن این طرح مفسدانه بر اجرای آن تاکید و پافشاری نمود تا جایی که تورم کشور به مدد معجون دو طرح ضدمردمی یعنی "حذف یارانه ها" و "مسکن مهر" از مرز سی درصد گذشت.
3. عدم نظارت بر رعایت استاندارد های ملی درساخت مسکن در شرایطی که پیمانکار بخش دولتی و مجری قانون بوده است. اینچنین است که در دولت احمدی نژاد برای اولین بار "نمک گندید" و دولتی به چنان منزلتی در فساد رسید که قانون در برابرش به شوخی و بازی میماند. چه آنکه قانون را به بازی گرفت بی شک همان او در برابر قانون محکوم است.


چنین است سرانجام ما وقتی:

به جای اعتراض به فساد سر در گریبان میکنیم و به آلونکی در بیابان رضایت میدهیم. سردمداران فساد را به حال خود رها میکنیم و خود را به کوچه علی چپ زده وبه ناداری خود راضی تریم.

به امثال محمود صفتان چنان مقام و جایگاهی میدهیم که حتی وقتی تا گردن در منجلاب نقد فرورفته اند، سرِ خود را با افتخار بالا میگیرند و از عملکرد فاجعه آمیز خود ابراز رضایت و دفاع میکنند.

آنانکه آمرو عامل اصلی فاجعه اند نمیبینیم یا نمیخواهیم که ببینیم. گویا چنان لایزال هستند که به چالش کشیدن ایشان جز به معنای خودکشی نیست. حال اینکه این جماعت کلاش و شارلاتان همانا دوپایانی حقیرو فقیرهستند که در برابر قدرت قاهر مردم روزی تسلیم خواهند شد.